به eModir.com خوش آمدید

مرجع الکترونیکی علوم مدیریت ایران به منظور تولید، بازآفرینی، انتشار و تبادل اطلاعات و مقالات مدیریت و همچنین ارائه خدمات آموزشی و مشاوره ای در زمینه مديريت تأسیس شده و می‌کوشد تا به‌روزترین، کامل‌ترین و جامع‌ترین اطلاعات و خدمات را به جامعه علمی و اجرایی ارائه نماید.


جهت کسب اطلاعات بیشتر درباره این سایت به بخش درباره ما مراجعه فرمایید

ورود اعضا


     رمز عبور خود را فراموش کرده اید؟

ثبت نام در سایت

منافع كارآفريني در جامعه

كارآفريني براي هر جامعه سه نوع منفعت دارد. اين منافع عبارتند از : افزايش رشد و توسعه اقتصادي، ارتقاء بهره وري و پديد آمدن تكنولوژي ها، محصولات و خدمات جديد .

1.  افزايش رشد و توسعه اقتصادي
نقش كارآفريني در توسعه اقتصادي منحصر به افزايش بازده و درآمد سرانه نيست، بلكه شامل پايه گذاري و آغاز اعمال تغييرات ساختاري در فعاليت اقتصادي و اجتماعي است. به همين دليل امروزه نقش كارآفريني در توسعه اقتصادي كشورها آن قدر كليدي است كه از آن به عنوان موتور توسعه اقتصادي نام برده مي شود و تمام كشورها تلاش مي‌كنند تا كارآفريني را در كشورشان توسعه دهند . در واقع فعاليت كارآفريني نيروي مثبتي است در رشد اقتصادي، كه نقش آن در ايجاد پلي بين نوآوري و بازار، بيش از تأثير آن در افزايش درآمد ملي از طريق ايجاد شغل است. از اين رو، كارآفريني به عنوان موتور اقتصادي نقش هاي زير را ايفا مي كند: (هيسريچ، پيترز و شفرد، 2004 )
- عامل نوآوري و روا ن كنندة تغيير
- عامل ساماندهي منابع و استفاده اثربخش از آنها
- عامل رفع شكافها و تنگناهاي بازار و جامعه
- عامل ترغيب و شكل گيري سرمايه گذاري و ايجاد شركت هاي نوپا
- عامل اشتغال زايي و رفع بيكاري در سطح جامعه
يكي از دلايل توجه ويژه اقتصاددانان به شركت هاي كوچك اين است كه اين شركت ها بيشترين شغل هاي جديد را در اقتصاد ايجاد كرده اند . تحقيقات انجمن بازرگاني در صنايع الكترونيك يكي از صنايع مهم آمريكا، نشان داد شركت هايي كه قدمت آنها بين 5 تا 10 سال است، 50 برابر بيشتر از شركت هايي كه قدمت شان بيش از 20 سال است افراد را به استخدام در آورده اند . علاوه بر اين، طبق برآورد يكي از محققان به نام دیوید بریچ (David Brich ) بیش از چهار پنجم مستخدمان جديد ايالات متحده به شركت هاي كوچك تعلق دارند كه بيش از  30 درصد از اين شركت ها داراي عمري كمتر از 5 سال هستند. بریچ در گزارشی از این تحقیق اضافه می کند : البته شركتهاي كوچك اشتغالزا نيستند، بلكه شركت هايي كه نسبتاً جوانتر هستند و تازه شروع به كار كرده اند و در همان سال هاي اول توسعه يافته اند اشتغالزا هستند . البته رشد سريع اين شركت ها مربوط به فرآيندها مي شود . همچنین بریچ دريافت كه شركت هاي جديد به طبع مشاغلي را ايجاد مي كنند كه بيشتر در بخش خدمات فعاليت دارند تا در بخش توليد كالا.

2. بهره‌وری :
سرعت افزايش بهره وري (به معناي توانايي توليد كالاها و خدمات بيشتر با نيروي كار و داده هاي كمتر) در آمريكا در طي دهة 1970 بسيار كمتر از دهه هاي 1950 و 1960 بود. آگاهي اقتصاددانان در اين دهه از نقش كار آفريني در افزايش بهره وري باعث شده تا به موضوع كارآفريني علاقه بيشتري نشان دهند. افزايش بهره وري به بهبود تكنيك هاي توليد و نحوة انجام توليد بستگي دارد . به نظر جان کندریک (John Kendrick) افزايش بهره وري به يك چيز بستگي دارد و آن عمل کارآفرینانه است. دو عامل كليدي مؤثر در افزايش بهره وري تحقيق و توسعه (Research & Development) و سرمايه گذاري در بنگاه ها و كارخانه هاي جديد است. طبق نظر کندریک، میان تحقيق و توسعه و برنامه هاي سرمايه گذاري جديد با ورودي‌هاي كارآفرينانه ارتباط تنگاتنگي وجود دارد. عامل مؤثر ديگر بر رشد بهره وري قوانين و خط مشي هاي كلان اقتصادي دولت همانند ماليات، مخارج و ميزان نقدينگي است . بسياري از اقتصاددانان معتقدند كه نوآوري (يعني پيش شرط ضروري براي افزايش بهره‌وري) در دهه 1970 به دليل توجه به توسعه كاهش يافت . در كاهش ميزان نوآوري، تورم فزاينده و پيامدهاي آن و همچنين دخالت هاي دولت در اقتصاد بازرگاني نيز اثر به سزايي داشته اند. به نظر کندریک در اين گونه موارد كارآفرينان اهميت ويژه اي مي يابند چرا كه مي توانند پيامدهاي منفي مقررات و قوانين را كاهش دهند.

3. تكنولوژي ها، كالاها و خدمات جديد :
نتيجه ديگري كه انجمن كارآفريني و تغيير به آن دست يافت مربوط به نقش مهم كارآفرينان در خلق تكنولوژي ها، محصولات و خدمات جديد است . معمولاً بسياري از افرادي كه با نوآوري، محصولات، خدمات و تكنولوژي هاي جديدي خلق مي‌كنند، كساني هستند كه از شركت هاي بزرگ خارج شده و پس از آن با نوآوري به يك كارآفرين تبديل شده اند.  طي دهه هاي گذشته شركت هاي مختلف، از توليدكنندگان زيپ گرفته تا تيتانيوم (Titanium) از تلاش هاي نوآورانة كارآفرينان شكل گرفته‌اند.
خط توليد انبوه هنري فورد نمونه ديگري از نوآوري كارآفرينانه محسوب  مي شود. گاهي اوقات يك نوآوري كارآفرينانه براي افراد ديگر دستمايهاي ميشود تا فعاليتي را آغاز كنند . مهمترين و مشهورترين قضية مرتبط با اين مطلب را مي توان در دوران آغاز انقلاب صنعتي و در خلال نيمة دوم قرن هيجدهم يافت . در اوايل اين قرن، واردات كتان بافته شده از هند به انگليس باعث شد تا برخي از كارآفرينان كشور انگلستان به ايدة توليد كتان در اين كشور دست يابند. ابتدا در آمريكاي جنوبي كتان با ماشين هاي دستي بافته مي شد، چند سال بعد موتورهاي بخار براي بافت كتان مورد استفاده قرار گرفت . بدين ترتيب در سال 1785 ميلادي يكي از مبتكرترين افراد انگليسي يك كارگاه بافندگي را با استفاده از موتورهاي بخار راه اندازي، و سيكل نوآوري را كامل كرد. (کردنائیج،1386)

منابع و مأخذ:

1.    Hisrich Robert D.، Peters Michael P. & Shepherd Dean A. (2005).Entrepreneurship. 6th edition، Boston، MC Graw Hill.

2.    كردناييج، اسدالله، شناسايي وتدوين تجربيات يكصد كار آفرين ايراني،پروژه تحقيقاتي، مركز كار آفريني دانشگاه امير كبير، تهران،1380.

دانلود فایل
حجم فایل : 82.50 کیلوبایت

تعداد بازدیدها : 246
◄ ارسال این مطلب به دوستان:

Share/Bookmark